خرید بک لینک
دوستان ، من وان دایرکشنری شدم تا یه هفته قبل نمیدونستم وان دایرکشن چیه الان دقیقا شجره نامه همه ی اعضا ی گروه رو می دونم . همش تقصیر اینستاگرامه ، هی برای من پیجای فن وان دایرکشن رو باز میکنه . الانم دارم آهنگ قدیمی what makes you beautiful رو گوش میکنم .اعضای مورد علاقه ی من به ترتیب : harry , zay

برچسب: نویسنده: نیکان رفیعی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 18:23

درمانگاه كالج ، 4 ام آوریل ،عزیزترین بابا لنگ دراز ،دیروز عصر وقتی كه هوا داشت تاریك می شد من تو تختخوابم نشسته بودم و بیرون رو نگاه می كردم ، بارون می بارید و از زندگی توی یه مجتمع فوق العاده به شدت احساس كسلی می كردم ، تو این حال بودم كه پرستار با یه جعبه بلند سفیدی كه به اسم من بود پیداش شد . پ

برچسب: نویسنده: نیکان رفیعی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 3:22

تحقق بخشیدن به افسانه های شخصی یگانه ، وظیفه آدمیان است .

همه چیز تنها یک چیز است و هنگامی که آرزوی چیزی را داری ، سراسر کیهان همدست می شود تا بتوانی این آرزو را تحقق بخشی .

کیمیاگر

اثر پائولو کوئلیو

پ.ن : شاید درک کردن عنوان یذره براتون سخت باشه :|

برچسب: نویسنده: نیکان رفیعی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 3:22

می خوام شروع به دیدن اورجینال کنم یعنی همین که کروم رو بستم ، به سمت فلش حمله میبرم و هر چی اورجینال داره رو خالی می کنم ... تا آخرین قطره اورجینال . والا شوخی که نیست که فیلمهدیشب بعد از این که ومپایر رو تموم کردم رفتم پشت بوم مثله ابر بهار گریه کردم ، واقعا باورم نمیشد .ومپایر یه فیلمی بود که باها

برچسب: نویسنده: نیکان رفیعی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 3:22

امروز امتحان ریاضی دادم ... و چند تا غلط بی خودی نوشتم مثلا یه سوال این بود : یه عدد مرکب و یه عدد اول مثال بزنید که نسبت به هم اول باشند ؟من از خدا بی خبر هم به جای این که یه عدد مرکب و یه عدد اول بنویسم ، هر دو تا رو مرکب نوشتم ... به اضافه چن تا غلط بیخودی ضایع تر هم داشتم. ولی خب به هر حال الان

برچسب: نویسنده: نیکان رفیعی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 21:11

با این که کتاب خوندن رو دوست دارم ولی تا حالا کتاب هری پاتر رو نخوندم بنابراین امروز عزمم رو جذم کردم که شروع به خوندن این کتاب باحال کنم . در حال حاضر هری پاتر و سنگ جادو جلو روم بازه و خیلی مشتاقانه یه چشمم به کیبورد و یه چشمم به مانیتور نگاش میکنم . خیلی دوست دارم نسخه انگلیسیش رو گیر بیارم ..

وقتی این کتاب رو خوندم جملات ستاره دارش رو مینویسم .

برچسب: نویسنده: نیکان رفیعی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 1:44

نمیدونم چرا احساس می کنم دارم برای چند تا روح پست می ذارم .

عجب کاریا ...خب وقتی بدونم وبم حداقل سه تا طرفدار داره شاید یذره ترغیب شم . نظر فراموش نشه .....

برچسب: نویسنده: نیکان رفیعی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 1:44

بهتون فیلم " 13 دلیل برای ... " یا " 13 reason why " رو پیشنهاد می کنم . این فیلم از نت فلیکس پخش شد و تهیه کننده این فیلم سلنا گومز هست . و همین طور این فیلم بر اساس کتابی به همین نام ساخته شد .

برچسب: نویسنده: نیکان رفیعی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 1:44

داشتم فکر می کردم وارد شدن به بخش مدیریت چه قدر سخته....

مخصوصا برای من که باید رمز ورود 12 عددیم رو تایپ کنم .. و وقتی یه عدد اشتباه بشه باید هی دوباره بیای و بری .

هرچی دارم فکر می کنم میفهمم که رمز ورود من از رمز ورود به گرینگاتز هم سختره ...

حالا فرقش با اون اینه که این جا براتون پست میذارم اونجا سکه و دارایی افسونگرا رو نگه داری می کنن .

برچسب: نویسنده: نیکان رفیعی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 1:44

من اگه بخوام دربارهی زندگی خودم کتابی بنویسم ، به احتمال 50 درصد اسم کتابم رو دزد شکلات ها می ذارم ... آخه عاشق شکلاتم . مخصوصا اون شکلات قهوه ای که اسمش رو نمیدونم . اگه تو خونمون شکلات باشه روزی 7 تا میخورم ( اونم با اصرار مامانم که میگه قند می گیری نباید زیاد بخوری وگرنه اگه دست خودم بود روزی ده

برچسب: نویسنده: نیکان رفیعی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 1:44

وقتی اسم " آنه شرلی " رو میشنوم یاد سرمای زمستون میوفتم یاد وقتی که کنار بخاری مینشستم و مشتاقانه " آنه شرلی در گرین گیبلز " می خوندم . بااین که به مادرم قول داده بودم که تا قبل از ساعت 12 بخوابم ولی اتقدر غرق تو فصلی که متیو توش مرد ، شدم که اصلا متوجه این نشدم که عقربه های ساعت اتاقم عدد 12 رو نشون میده و این گونه بود که تونستم این کتاب رو تا قبل از عید تموم کنم و به صاحبش برسونم .

برچسب: نویسنده: نیکان رفیعی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 1:44

چه حسی داره وقتی تو کتابخونه مدرسه در حال راه رفتن باشی و بین اون همه کتاب مزخرف ، کتاب " star girl " رو پیدا کنی ... و در همون لحظه حساس یه نفر در همون قفسه ای رو که کتاب دختر ستاره ای توشه رو باز کنه و دست رو همون کتاب بذاره و اونو به غارت ببره ، من میدونم این چه حسی داره دقیقا حسم شبیه حس رابینسون کروزو به دیدن دوباره خانوادشه ...

برچسب: نویسنده: نیکان رفیعی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 1:44

standing infront of the sun he stared with loving

eyes in to the suns bright eyes the sun grow ashamwd

at the warmth of those green eyes and melt and fell drop by drop

then the sun murmured to itself

wish in my breast a fiame of love " even a faint one could be kindled to

در برابر خورشید ایستاد

و چشم های عاشق خود را

در چشم های روشن خورشید دوخت

خورشید از حرارات چشمان سبز او شرمنده گشت

و آب شد و قطره قطره چکید

و آنگاه ، خورشید

با خویشتن به زمزمه گفت :

ای کاش در درون سینه من نیز

یک شعله هر چند خرد

از عشق می دمید .

برچسب: نویسنده: نیکان رفیعی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 1:44

با یه نگاه سرسری به عنوان میشه متوجه شد که منظورم امتحانات ترم هست مثل یه سیاه چال گنده می مونن که آدم رو تو خودش و میکشن و می برن و دیگه هیچ راه بر گشتی نیس و داستان اونجایی جذاب تر میشه که کارنامه میگیری . اونوقت از نجات پیدا کردن از این سیاه چال قطع امید میکنی و مجبوری تا آخر تابستون درس بخونی و

برچسب: نویسنده: نیکان رفیعی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 1:44

هر هفته حداقل سه بار به وبلاگ سر می زنم ولی پست نمیزارم :||| درکم کنید امتحان داشتم اگه شما هم امتحان ریاضی و علوم پشت سر هم داشتید می تونستید درکم کنید ...( هر چند که وبلاگم زیاد خواننده نداره ولی برای همون 11 تا دارم میگم . ) دیشب دیدم هوا خوبه رفتم پشت بوم . مثلا خواستم ادای منجما رو در بیارم و

برچسب: نویسنده: نیکان رفیعی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 1:44

صفحه بندی